دستيابی به آب مسابقه ای بی مفهوم

جنگ قرن 21 را قرن جنگ بر سر آب می دانند و براي مقابله با بحران ناشي از جنگ آب، دست اندرکاران اغلب دست به دامن راه حل هاي فني و تکنيکي مي شوند. من فکر می کردم اگر این وضعیت جدی تر شود و دولتهای ایران کمتر به این امر بها بدهند چه خواهد شد. تصور کنید باردار کردن ابرها یک عمل بسیار جالب است اما اگر کمی فکر کنیم معنی آن این است که یک کشور ابرهایی که معمولا در یک نقطه از کره زمین باران تولید می کردند حالا قبل از رسیدن به نقطه اصلی مجبور به بارش می کند. معنی آن این است که این انسان یکبار دیگر سیستم محیطی خود را بیش از پیش و  به شکل گسترده بر هم بزند. و با توجه به اینکه کشورهای اطراف ما بعضا چندان هم پر آب نیستند٬ اگر بیش از حد به استفاده از این طرح ها روی بیاورند می تواند برای کشور فاجعه بار باشد. مورد دیگر این است که گاهی طرح هایی توسط مهندسين و شرکت هاي عمراني اجرا می شود که در آن آب را به جايي که بدان نياز است می رسانند، اين امر بسيار واضح و ساده به نظر مي آيد. ليکن چنين انتقالات پرحجمي که کشورهاي بسياري در طول قرن بيستم با آن مواجه بوده اند، امر بي دردسري نيست. اين انتقالات از بعد سياسي بسيار عظيمي برخوردار بوده و نتايج محيط زيستي مهمي به همراه داشته است.
مثلا انتقال آب رودخانه زاب به درياچه اروميه که در حال حاضر از کشور خارج شده و وارد عراق  می شود یکی از این موارد است. سالانه يك ميليارد متر مكعب آب از این رودخانه خارج می شود. در حالي كه آب اين رودخانه مي‌تواند علاوه بر آبياري دشت‌هاي بوكان، نقده، جلويان و سپوه و اراضي زراعي نهایتا می تواند به درياچه اروميه ريخته و محيط زيست و خود درياچه را نجات داده از شوری آن نیز بکاهد. در حال حاضر طرحی در این مورد در حال بررسی است. و می دانید که بر اساس مصوبه سازمان ملل متحد بايد تكليف و مالكيت آب‌ها و رودهايي كه از كشورها خارج مي‌شوند تا سال 2008 ميلادي مشخص شوند.
در بستر بین المللی نیز مثالهایی در این مورد وجود دارد. مثلا انتقال حجم وسيع آب براي پاسخ گويي به اهالي شهرنشين امري است بسيار کهن و رايج. شهرهای غریی مثل پاريس، مارسي، آتن، هلسينکي، نيو يورک، لس‌آنجلس و حتی الجزيره، توکيو را که در نظر بگيريد، مي بينيد که شهر بزرگي با اين همه جمعيت تنها از راه انتقال بسيار وسيع آب از حوزه هاي متفاوت آبي مي تواند نيازمندي هاي ساکنينش را پاسخ گويد.
ليکن رشد سريع جمعيت و تمرکز ساختار شهری به خصوص در کشورهاي پيشرفته مسئله آب رساني را بيش از پيش مشکل ساخته است.
جمعيت شهر مکزيک و حومه آن در بين سال هاي ١٩٤٠ تا ١٩٨٠، از 6/1 ميليون نفر به 9/13 ميليون نفر رسيده است که اين رقم در سال ٢٠٠٠ به ١٩ ميليون نفر افزايش يافته است. در نتيجه، اين شهر نه تنها بايد ساختارهاي شهري خود را مانند راه، فاضلاب، جوي، برق و غيره، با سرعت بسيار بيشتري از توان مالي خود گسترش دهد بلکه بايد به تعهداتش در مورد آب رساني به اين جمعيتي که سريعا در حال رشد است وفادار بماند.
کاري که تنها در يک صورت، آن هم بطور نسبي، انجام پذير خواهد بود و آن، دستيابی به منابع آبی اي است که در دوردست ها قرار دارند.
امري که با مقاومت مردمان و انجمن هاي محلي اين مناطق براي دفاع از منابع طبيعي خويش روبرو شده و خواهد شد.
در مناطق غربي آمريکا، آب وجود دارد، اما بايد آن را براي آبياري مناطق وسيع کشاورزي که همواره گسترده تر مي شوند، جابجا کرد. اين جابجايي آب مظهر غلبه تکنيک بر طبيعت مي باشد.
بدين ترتيب، در سالهاي ١٩٦٠ رودخانه ها را کانال کشي نموده و حتي مسير آنها را دوباره تعيين کرده اند، بر آنها سد بسته و ذخيره هاي بسيار بزرگي تهيه نموده اند (درياچه ي ميد: ٣٥ ميليارد مترمکعب؛ رودخانه پاول: ٣٣.٣ ميليارد متر مکعب که هر دو بر رودخانه کولورادو بسته شده اند)، سپس آب را بطور وسيع به طرف شهرها و مزارع کانال کشي کرده اند.
در همين دوره، برنامه های نجومي مشابه در آسياي ميانه بوجود آمدند.
براي مثال، ترکمنستان سالي ١١ ميليارد متر مکعب آب رودخانه آمو دريا را می کشد تا به کانال کاراکوم برساند، کانالي که در سالهاي ١٩٥٠ تا ١٩٦٠ ساخته شده و به خاطر عدم مراقبت های لازم، ٥٠ درصد آب خود را درمسير١١٠٠ کيلومتری خويش از دست مي دهد.
ايالات کاليفرنيا، آريزونا و اوتا، با ساختمان لوله عظيم آب لس‌آنجلس در سال ١٩١٣، دوران طرح هاي عظيم انتقال آب رودخانه کولورادو را گشايش نمودند و بدين ترتيب باعث خشک شدن درياچه اوونز و نيز نابودي ساکنين محلي دره اوونز در کاليفرنيا گشتند.
در حال حاضر، رودخانه کولورادو، مانند رودخانه های سير دريا و آمو دريا در آسياي ميانه، فقط در برخي مواقع سال به دريا مي پيوندد و بدين ترتيب فجايع زيست محيطي ناگهاني و خشني را به همراه آورده است که باعث نابودي مناطق باتلاقي دلتاي کولورادو و از بين رفتن درياي آرال شده است.
درياي آرال در سال ٢٠٠١، ٨٠ درصد حجم خود را نسبت به سال ١٩٦٠ از دست داده بود، نمک آبش چهاربرابر شده و بدين ترتيب اغلب موجودات زنده در آن از بين رفتند.
املاح، سم هاي کشاورزي و ساير مواد سمي که بر روي زمين خشک شده نشسته اند، توسط باد به مناطق دورتر منتقل شده و صدها کيلومتر زمين را عقيم کرده اند، امري که به طور جدي سلامت اهالي محلي را به خطر انداخته است (کم خوني، بيماري جگر، مسموميت خوني براثر سمومات کشاورزي و آهن هاي سنگين...).
اين انتقال هاي عظيم نه در پاسخ به يک نياز واقعي به آب بلکه بيشتردر چارچوب يک منطق افزايش بي حساب توليدات کشاورزي و تسلط بر طبيعت همچون يک عنصر توليدي گسترش يافته اند.
در آمریکا وقتی ظرفيت منابع طبيعي از سال هاي ١٩٦٠ در مناطق غربي آمريکا شروع به کاهش نمود دادگاه عالي قضايي کاليفرنيا حکمي صادر نمود که بر طبق آن حجم آب برداری از رودخانه کولورادو محدودتر شد.
درنتيجه، ترس از کمبود آتي آب، مهندسين و مسولين سياسي را به اين فکر انداخت که از ايالات کولومبيا و مي سي سي پي بطور وسيع آب منتقل کنند.
با امتناع ايالات مذکور براي اين انتقال، اين فکر پيش آمد که بايد آب را از مناطق دورتر، جايي که بطور وفور وجود دارد يعني از کانادا وارد نمود.
آن زمان، دوران طلايي مهندسي بود، دوراني که دست اندرکاران فکر مي کردند که براي پاسخگويي به تقاضا مي بايست عرضه را شدت بخشيد، در نتيجه براي جبران کاهش آب ناشي ازاستفاده بيش از حد منابع محلي، مي بايست به انتقال حجم بسيار وسيع آب اقدام نمود.
افکار عمومي در کانادا با قاطعيت تمام به اين طرح ها پاسخ منفي داد. کانادايي ها با مساله انتقال وسيع آب آشنايي کامل داشتند و امتناعشان به خاطر عدم آگاهي اشان از اين مساله نبود.
ليکن مسئله واگذاري کنترل آب، کانادا را بطور بي رحمانه اي در مقابل حق حاکميت ملي اش در برابر همسايه دست و پا گير قرار مي داد.
چنين طرح هايي امروز دوباره ارائه مي شوند و مخالفين آنها، چه در کانادا و چه در ايالات متحده، به موقتي بودن نتيجه کار اشاره مي کنند چرا که نمي توان عادت مصرف کنندگان را عوض نمود و اين انتقالات تنها مشکل را به طرز بسيار پرخرجي از جايي به جاي ديگر منتقل مي‌كند.
به اعتقاد اوتاوا، نمي توان از حاکميت ملي خويش در امر آب دست کشيد و رفتار غيرمسوولانه مصرف کنندگان آمريکايي را که آب را هدر مي دهند، تشويق نمود. بايد گفت که اين، اسراف گرايي است که جهت گيري هاي عمده آمريکا در امر مديريت آب تعيين مي‌كند.
در سال ٢٠٠٠، کميسيون بين المللي مرکب، که سازماني است مرکب از دو کشور کانادا و آمريکا براي حل اختلافات مرزي اين دو کشور، در مورد مسئله آب حق را به کانادا داده است و تاکيد کرده که اينگونه انتقال وسيع آب تنها در صورتي مطرح خواهد شد که آخرين راه حل ممکن باشد و آن هم به شرط اينکه آب برداشته شده به مخزن اصلي اش بازگردانده شود.
طرح هاي ديگري براي انتقال وجود دارد، مانند طرح هاي شهر داکار. سال هاي متمادي است که اين شهر، آب خود را عمدتا توسط سفره هاي آب زيرزميني موجود در اطراف خويش تامين مي‌كند، در سال ١٩٩٩، ٨٠ درصد آب اين شهر از منابع زير زميني بين گي يرز و دماغه سبز تامين مي شد.
بيش از ده سال است که طرح کانال کاير به يک مار دريايي واقعي هيدرولوژيکي تبديل شده است. هدف اين طرح ساختن لوله آبي است که بتواند نياز پايتخت سنگال را برآورده نمايد.
مفهوم انتقال آب از نظر سياسي بسيار جدال برانگيز است: براي ساکنين سواحل رودخانه، انتقال آب يعني اعمال زور و دزدي منابع طبيعي.
طرح مشابهي براي آبرساني شهر نوآکچوت تدارک ديده شده بود. از قرار، کانال سربازي به درازاي ١٧٠ کيلومتر بين رودخانه سنگال و پايتخت موريتاني، مي بايست مخزن آب نيمه تصفيه شده اي به گنجايش ١٥٠ هزار متر مکعب و نيز مخزن شبه زير زميني اي به گنجايش ٥٠٠٠ متر مکعب را پر کرده و بدين ترتيب ظرفيت روزانه توليد آب را تا سال ٢٠٢٠ به سه برابر افزايش دهد.
اين طرح که هزينه اش به طور مشترک توسط صندوق مالي براي توسعه آفريقا، کويت و عربستان سعودي تامين مي شود، در ضمن قصد ساختن يک تصفيه خانه را هم دارد. ليکن برخي متخصصين از اين هراس دارند که کوچکي اندازه شبکه کانال، باعث سرريز شدن آب شود، امري که مي تواند نتايج بهداشتي بسيار خطرناکي به بار آورد (مانند رواج بيماري وبا). آيا بايد آبرا استخراج نمود و يا آنرا در زير زمين نگاه داشت: نمونه ليبي
به منظور آبياري زمين هاي کشاورزي، کشور ليبي در سال ١٩٨٣ طرح بسيار عظيمي مبني بر انتقال ذخاير آب زيرزميني مناطق صحرايي اش را تدارک ديد.
خرج ساختمان اين رودخانه بزرگ مصنوعي، که هزينه اش به طور کامل توسط سودهاي ناشي از فروش نفت درنظر گرفته شده بود، به مبلغي معادل با ٣٢ ميليارد دلار برآورد شده است.
ذخايرطبيعي آب ليبي در جنوب اين کشور، از ٦٠٠٠ تا ١٢٠٠٠ سال پيش، در صحراي کنوني که زماني بسيار مرطوب تربود، به مقدار وفور شکل گرفتند. ليکن اين ذخاير ديگر تجديد نمي شوند.
ظرفيت بهره برداري رودخانه بزرگ مصنوعي سالي 2/2 ميليارد متر مکعب مي باشد. هزينه کل توليد آب، چيزي معادل و حتي بالاتر از هزينه کارخانه هاي نمک گيري خواهد بود.
با اين آهنگ پيش روي، حدودا ٥٠ سال طول خواهد کشيد تا تمامي آب صحراي ليبي بهره برداري شود.
دولت ليبي ادعا مي‌كند که اين سياست، براي کاهش وابستگي غذايي ليبي است، وابستگي اي که در دوران تحريم اقتصادي توسط کشورهاي غربي ، ليبي را تضعيف کرده بود (اين تحريم در سپتامبر ٢٠٠٣ برداشته شد) اما در حقيقت، سياست دولت ليبي، مانند سياست عربستان سعودي در سال هاي ١٩٨٠ - ١٩٩٠ - که با بهره برداي بسيار وسيع آب هاي فسيل شده، کشت وسيع گندم را در قلب صحرا پرورش داد و محصول آنرا در بازار جهاني به فروش رساند - بيشتر ابزار سياسي اي است براي تغيير دادن جامعه چادرنشينان سعودي به يک جامعه شهري.
بر گرفته از مقاله ای از فردريك لاسر

/ 2 نظر / 21 بازدید
عليرضا مجاهدي

مطلب جالبی بود. اينکه چقدر در فکر منابع آبی هستيم من زياد اطلاع دقيق ندارم ولی واقعا آيا همه رودهای کشور مطالعه ميشوند؟ در اين مقاله متوجه شدم که چقدر کار مهمی تواند باشد

مهدی علی مددی

سلام. تحریم می شویم؟ جنگ می شود؟ نمی شود؟ کدام حزب برنده می شود؟ کدام گروه ها دولت های آتی را به دست می گیرند؟ چه تفکراتی بر جامعه حکمفرما می شود؟ فرهنگ به کدام سو پیش می رود؟ سرمایه گذاری در کدام زمینه ها سود سرشار خواهد داشت؟ جریان های اجتماعی چه سمت و سویی دارد؟ جایگاه ایران در منطقه کجاست؟ به سمت انزوا می رویم؟ مدرن می شویم؟ راکد می مانیم؟ از ایران فرار کنیم ؟ در ایران بمانیم؟ سهام را بفروشیم ؟ بخریم؟ … در یک جمله ایران به کدام سو حرکت می کند ؟؟؟ با شناسایی رفتار چند سال آتی جریان های حاکم بر ایران ، زمینه های سرمایه گذاری و جهت گیری های سیاسی موفق را تشخیص دهید. برای اولین بار در ایران : تحلیل امواج سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ایران بر اساس تئوری الیوت و پیش بینی اتفاقات عجیب پیش رو فقط به ارکان حکومتی ، موسسات ، احزاب و شرکت های بزرگ ارائه می شود. جهت اطلاع از نحوه ارائه تحلیل با شماره تماس و یا ای میل سایت در ارتباط باشید.