مهندسى صنايع


   

مهندسي صنايع جه تخصصي است؟ 

مهندسى صنايع را مي توان کاربرد اصول و فنون مهندسي مديريتي به منظور بهبود، طراحى و نصب سيستم هايى شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژى و تجهيزات براى فراهم آوردن امکان توليد کالاها و ارائه خدمات بشکل کارآ و مطلوب دانست. براى بررسى، ارزيابى و کاربرد اين سيستم ها، دانش و مهارت هاى علوم رياضى، علوم فيزيکى و علوم اجتماعى به همراه فنون طراحى مهندسى موردنياز است. فعاليت هاى مهندسى صنايع همانند پلى است که ارتباط بين اهداف مديريت و عملکرد عملياتى سازمان را ايجاد مى نمايد. مهندسان صنايع بيشتر درگير افزايش بهره ورى در مديريت منابع انسانى، روش ها وفناوري اند. حال آنکه ساير رشته هاى مهندسى بيشتر درگير ماهيت فنى فرآيندها و فرآورده ها مى باشند.

مهندسى صنايع تنها رشته مهندسى است که عامل انسان يکى از مولفه هاى اصلى سيستم هاى مورد مطالعه آن را تشکيل مى دهد. مهندسان اين رشته در تيم هاى ميان رشته اى براى امور برنامه ريزى، نصب و کنترل و بهبود فعاليت هاى موسسات به خدمت گرفته مى شوند. اين فعاليت ها ممکن است اقدامات توليد، نوآورى در محصولات، ارائه خدمات، حمل و نقل و جريان اطلاعات سازمانى را شامل شود. اين مهندسان بستر لازم براى تعامل تخصص هاى مختلف و کار گروهى را به بهترين وجه ايجاد نموده و در نتيجه امور طرح، برنامه ريزى، اجرا و نظارت بر عملکرد نظام هاى توليدى خدماتى بشکل منسجم تر انجام مى شود و در نهايت محقق شدن اين مهم، به بهبود مستمر در جهت سهولت کارها، راحتى کارکنان، کاهش هزينه ها، ارتقا کيفيت و جلب رضايت مشتريان منجر مى شود.

تاريخچه مهندسى صنايع 

اولين جرقه هاى پيدايش مهندسى صنايع بعنوان يک تخصص با آغاز انقلاب صنعتى در ابتداى قرن 19 زده شد. انقلاب صنعتى که با ظهور اختراعات جديد خصوصاً در صنعت نساجى و اختراع ماشين بخار آغاز شد، باعث بکارگيرى نيروى انسانى بيشتر و افول صنايع کوچک دستى شد. با گسترش کارخانجات، نياز به مديريت و تفکر مديريتى بيش از پيش احساس شد. افراد بسيارى در جهت ارتقا کيفيت محصولات تلاش کردند. آدام اسميت، پدر علم اقتصاد پيشنهاد تقسيم کار را داد. وى بيان کرد که مى توان با تقسيم کار در کارخانه پيچ سازى نتيجه کار را به مقدار زيادى بهبود بخشيد. به موازات اختراعات و نوآورى در فرآيندها، روشهاى حسابدارى و هزينه يابى گسترش يافتند. روش هاى تحليل علمى، آزمايشات و اثبات هاى علمى در طراحى و ساخت ابزارآلات و ماشين ها بکار گرفته شد و در نتيجه، اثرگذارى اين تحولات در تفکر سازمانى مديريت،موجب شد مديريت علمى به عنوان يک نگرش و روش حرفه اى مطرح شود. اولين تلاش براى علمى شدن مديريت از آمريکا شروع شد. در سال 1881 فردريک تيلور پدر مديريت علمى، انديشه هاى خود را توسعه داد. فرانک گيلبرت و همسرش ليليان در جهت مطالعه کار با بررسى حرکات توانستند ابزار جديدى را ابداع کنند. همچنين آنان به مسائل روانشناسى و انگيزه هاى انسانى توجه نمودند. عملکرد پرداخت پاداش و نتايج قابل قبول آن توسط امرسان ايجاد و توسعه يافت. مجموعه فعاليتهاى تيلور و هم عصران وي براى فرموله کردن اصول اساسى به عنوان روش هاى علمى مديريت متمرکز شده بود که اين فعاليت ها به زودى تحت عنوان مديريت علمى شناخته شد.

کار اين افراد توسط انجمن مهندسين مکانيک آمريکا ارج نهاده شد و عرصه براى فعاليت تيلور و همفکران اوتوسط اين انجمن ايجاد شد. در سال 1912 انجمنى براى ارتقا و رشد مديريت بنا نهاده شد. در سال 1915 انجمن تيلور نام گرفت. اين انجمن از سال 1934 با عنوان انجمن مهندسى صنايع فعاليت خود را ادامه داد. در اين دوران مديران علمى داراى تحصيلات مهندسى بودند و بسيارى خود را مهندس صنايع قلمداد مى کردند و گروهى نيز در حيطه مديريت به عنوان مشاوران مديريت مطرح بودند. بتدريج مواد درسى و مدرک مهندسى صنايع و برنامه هاى مربوطه مورد توجه قرار گرفت و در نهايت دانشکده هاى مهندسى صنايع ايجاد و توسعه يافتند.

اهميت مهندسى صنايع 

مرور توانمندى ها و خدمات مهندسى صنايع نقش و اهميت مهندسى صنايع را به وضوح بيان مى کند. امروزه حيات اقتصادى سازمان ها و موسسات توليدى و خدمات در بازار رقابتى شديد جهانى به استفاده بهينه از منابع در دسترس وابسته است. عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انسانى، ماشين آلات (شامل تجهيزات، لوازم جانبى، امکانات مورد نياز شامل فضا و انرژى و ...)، منابع اطلاعاتى و منابع مالى طبقه بندى ميشوند. ايجاد و نگهدارى منابع ياد شده هزينه هايى را براى سازمان به دنبال دارد. هزينه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه به کارگيرى اين منابع است. هر شرکت توليدى يا خدماتى که بتواند هزينه هاى خود را به حداقل ممکن برساند و به بيانى ديگر توانايى استفاده بهينه از منابع را در تمام ارکان سازمانى خود ايجاد نمايد يا حاشيه سود بيشترى به دست خواهد آورد و يا قادر خواهد بود که قيمت هاى فروش خود را با حفظ حاشيه سود قبلى، کاهش دهد. اين بدان معنى است که قدرت رقابتى موسسه مذکور در بازار افزايش مى يابد. باتوجه به تحولات اقتصاد جهانى قدرت رقابتى شرط اساسى موفقيت در کسب و کار نوين محسوب مى شود. در کنار اين مسائل، توجه به نوآورى ها و ارتقا کيفى محصولات و خدمات که از طريق تلاش براى يافتن طرح هاى بهبود يافته و همچنين تحول در فرآيند کسب و کار نيز بقا و رشد موسسات را در پى خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورت ها و نيازمندى هاى رسيدن به امور مذکور را با تکنيک هاى مهندسى صنايع تطبيق دهيم مشاهده مى شود که مهندسى صنايع ابزار لازم براى حصول اهداف سازمانى را بطور فراگير و سيستماتيک فراهم مى آورد و اين نشانگر نقش و اهميت بالاى مهندسى صنايع بعنوان موتور محرک حرکت سازمانهاى امروزى است.

اصول فکرى و ديدگاه ها در مهندسى صنايع 

اساس مهندسى در هر گرايشى طراحى مبنى بر اندازه گيرى، محاسبه و تحليل با استفاده از علوم رياضى و تجربى شکل مى گيرد. در نتيجه حرفه مهندسى کاملاً ديد فنى و ماشينى دارد که موجب محدوديت ديدگاه در ابعاد خاص شده و برخى موضوعات مانند يافتن بهترين روش هاى مديريتى و ارتباطات انسانى در ديدگاه محض مهندسى ناديده گرفته  مى شود. مهندسى صنايع با در برداشتن نگرش سيستماتيک و فراگير ارتباط تخصص هاى مختلف و نهاد مديريت سازمان را ايجاد نموده و امور برنامه ريزى، سازماندهى، هدايت و نظارت بر امور اجرايى با هماهنگى بيشترى دنبال   مى گردد. اين نگرش استمرار همان سير تفکر تيلور و هم عصران وى ميباشد که با تلاش تک تک آنان مجموعه اصول و نگرش هاى مديريت علمى موجوديت يافت. مديريت علمى همان نگرش سنتى مهندسى صنايع است. با پيشرفت مديريت علمى، مهندسى صنايع با تفکرى بر مبناى علوم رياضى، فيزيکى، اجتماعى و اقتصادى در عرصه صنعت و خدمات ظهور کرد که به معنى ايجاد يک تفکر فراگير و سيستماتيک بود. نگاه مهندسى صنايع به مسائل از زوايا و ديدگاههاى مختلف همانند توجه به خروجى و محصول سيستم، توجه به مشترى و يا نگرش به بهره ورى سازمان قابل طرح و پيگيرى ميباشد که بر مبناى اصول فکرى تقريباً يکسانى دنبال مى گردد. اکنون بايد ديد که اصول فکرى مهندسى صنايع بر چه عواملى استوار است. در اين راستا بطور خلاصه اصول فکرى مهندسى صنايع ذيلاً ارائه شده است.

1- خلاقيت : فعاليت اصلى هر مهندس صنايع ارائه طرح براى بهبود سيستم هاى جارى و يا ارائه طرح جديد مى باشد که به همين منظور قوياً نياز به خلاقيت و نوآورى جهت ارائه طرح هاى نو و بديع مى باشد. در واقع باتوجه به گستردگى مسائل، مهندسى صنايع همانند اقيانوسى از فنون و علوم مختلف به عمق نيم متر با برخوردارى از زمينه خلاقيت و ابتکار به مهندسين صنايع اين امکان را مى دهد که در جهت حرفه کاربردى مورد نظر به تعميق دانش خود پرداخته و فرصتى فراهم مى شود تا ايده هاى جديد و خلاق در زمينه هاى مربوطه مطرح گردد.

2- تفکر فراگير : نگرش نظام مندو فراگير برجسته ترين خصوصيت مهندسى صنايع است و اطلاق مهندسى صنايع و سيستم ها به اين رشته بى ارتباط با اين نگرش نيست. نگرش فراگير موجب مى شود مسائل از کل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسى دقيق قرار گرفته و مدل کاملى از سيستم هاى مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شکل طرح و بررسى مى گردد.

3- رهبرى گروه : هر سيستم که طرح مى شود اگر بدرستى اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد شد بلکه حسن اجرا سيستم طراحى شده يک ضرورت مهم تلقى مى شود. لذا آشنايى با کليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در کارکرد صحيح آن اين امکان را فراهم مى آورد که هدايت و رهبرى گروه کارى مجرى سيستم با انگيزه بيشترى دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحى سيستم مورد نظر، مهندسى صنايع سيستم   هاى پياده سازى و اجرا را نيز پى ريزى نموده و نقش رهبرى گروه هاى کارى را موثرتر دنبال مى نمايد.

4- مديريت زمان : انجام کار بدون توجه به ظرف زمانى و تحويل به موقع خروجى مورد نظر سيستم، ارزش زيادى نمى تواند داشته باشد. امروزه اهميت زمان و فرصت هاى آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادى براى همگان واضح و بديهى است. در اين خصوص مهندسى صنايع با درک موضوع تکنيک هايى را بکار مى گيرد که عامل زمان اجراى اجزاى کارى را در تمامى فرآيندها مورد توجه و مديريت قرار مى دهد.

5- ارتباط بهره ورى و بهبود مستمر : اعتقاد به ارتقا بهره ورى و بهبود مستمر يک اصل با ارزش در مهندسى صنايع است. اکتفا به وضعيت فعلى جز در جا زدن نتيجه ديگرى نخواهد داشت. لذا مهندسى صنايع با پذيرش اين مطلب که سطح دانش و مهارت ها يک مقوله نسبى همواره سعى در افزايش بهره ورى و بهبود وضعيت کارى نموده و سعى     مى شود همواره امور اثربخش تر و کاراتر شود. نگرش بهبود مستمر اين امکان را مى دهد که هر روز به فکر ارتقا هر چند به اندازه کوچک باشيم.

6- ذهن کنجکاو و يادگيرى : يادگيرى فرآيندى است که نمى توان بر آن حد و مرز تعيين کرد. مهندسى صنايع به منظور مطالعه و پيگيرى مسائل همواره به اين نکته توجه دارد که هر مورد را ، منحصر به فرد بررسى نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است که از تصورات ذهنى دورى نموده و سعى بر تعيين کشف واقعيت هاى حاکم بر اجزا و کل سيستم مى باشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فنى امور موجب مى شود ذهنيت کنجکاو براى کشف حقايق نهفته در پديده ها تقويت شود و مهندس صنايع با ذهن دژم کمتر ميتواند راه حل هاى ابتکارى و راهگشا براى مسائل مورد نظر ارائه نمايد.

زمينه فعاليتهاي مهندسي صنايع 

با پيشرفت و تحول سريع علوم و فنون و پيچيدگى هاى روز افزودن آن، بالطبع نظام هاى توليدى و خدماتى نيز گسترش يافته اند که در اين ميان اداره صحيح و مناسب اين گونه واحدها مستلزم بکارگيرى فنون علمى و پيشرفته جهت پيش بينى مدلسازى، برنامه ريزى، تأمين و تدارک، اجرا و نظارت و ارزيابى نتايج حاصله در راستاى وظايف مديريتى است. بديهي است که فعاليت هر نظام اعم از توليدى يا خدماتى با اتکا بر فناورى خاص آن امکان تداوم و استمرار دارد و صرف نظر از ماهيت فنى و صنعتى امر، فناورى داراى چهار جز اصلي1- تجهيزات، امکانات توليدى و خدماتى 2- مديريت و سازمان 3- نيروى انسانى 4- دانش فنى است.

از آنجا که رشته هاى مهندسى مرسوم نظير مهندسى مکانيک، برق، ساختمان وغيره بيشتر به ابعاد فنى صنعت ياموارد 1و4شاره شده در فوق توجه دارند. در فرآيند کسب و کار رقابتى به تنهايى پاسخگوى مسائل پيچيده خدمات مهندسى و مديريتى مدرن امروزى که بصورت نظام مندتحولات سياسى، اجتماعى، اقتصادى و باورهاى انسانى را در چرخه حيات نظام هاي موردتوجه خود لحاظ نمى نمايند نيستند. لذا براى رفع چنين کمبودهايى در قرن حاضر به ويژه طى چند دهه اخير، رشته جديدى تحت عنوان مهندسى صنايع با بهره گيرى از علوم رياضى، فيزيکى، اجتماعى، اقتصادى وفنون مهندسى بوجود آمده است. با توجه به مراتب فوق شايد مناسب بود اين رشته با عنوان مهندسى مديريت معرفى مى شد، چرا که کاربردهاى آن محدود به صنعت نيست و هر موسسه انتفاعى و غيرانتفاعى با جنبه صنعتى يا خدماتى مى تواند از فنون مهندسى صنايع بهره گيرد. مبحث صرف منابع و حصول حد اکثر نتيجه از منابع مصرفى چيزى نيست که منحصر به صنعت يا بنگاه خاصى باشد و امروزه با توجه به کمبود ارتقاع سطح بهره ورى امرى ضرورى و حياتى محسوب مى شود که نشانگر بستر گسترده براى فعاليت هاى مهندسى صنايع نفتى مى شود . مهندسى صنايع در حرفه ها و مشاغلى همچون، بانکدارى، خدمات مشاوره اى، صنعت بيمه، شرکت هاى هواپيمايى، کشتيرانى، بيمارستان ها، کارخانجات، کشت و صنعت، خدمات شهرى، استاديوم هاى ورزشى و يا هر مکان ديگرى که نياز به برنامه ريزى، هدايت و مديريت و ارتقا بهره ورى مى باشد کاربرد دارد. برخى از زمينه هاى کارى مشخص مهندسى صنايع در بازار کسب و کار عبارتند از: نظام هاي توليدي،برنامه ريزي راهبردي و عملياتي سازمان،مهندسي لجستيک،مديريت توليد، مديريت مهندسي،مهندسي نظام هاي کيفيت،مدريت پروژه، مهندسي نظام هاي بهره وري، طراحي فرآيندها وساختارهاي سازماني، مهندسي مالي و مهندسي ارزش. 

ساير کارشناسان مهندسى با گستردگى و تنوع کارى بيشترى با مسايل ميدان اجرا همراهى مى کند. از يکسو تمرکز تخصصى بر مبانى مهندسى و فنآورى داشته، و از سويى بر روش هاى علمى افزايش بهره ورى وکارآيى و تغيير درفنآورى نظام هاى خدماتى و توليدى با استفاده از ابزارهاى مدل سازى، بهينه سازى و شبيه سازى تسلط دارد. ويژگي بين رشته اي وتنوع توانايى هاي اين رشته مهندسي که بطور روزافزوني مطلوبيت تخصصي مى يابد سبب شده، ظرف سال هاي اخير اين رشته جايگاه اجتماعي خويش را از منظر علاقمندان ورود به دانشگاه هاي ايران ، از رتبه نهم، به اول و دوم بدل نمايد. اين حسن استقبال سبب ورود علايق، ظرايف وتوانايى هايى به اين رشته شده که، به شدت باعث توسعه و تحول در آن شده است. در دنيا در حال حاضر فرآيند مشابهى در مورد اين رشته در حال رخ دادن است ، به نوعى که مي توان سه نوع برخورد اجتماعي متفاوت نسبت به اين رشته را مشاهده نمود:

1.       کاملا سنتي وصرفا در حوزه کارسنجي وبهينه سازي تلاش ها،

2.       متکي به حوزه هاي ايجاد بهبود با زدودن نارسايى ها، واستفاده هوشمندانه از امکانات،

3.       درراستاي استفاده از ابزارهاي تحليلى براي دست يابى به قابليت اطمينان بالاتر.

تحصيل کرده ايرانى اين رشته همچون ديگر نقاط دنيا که از توانمندي صنعتى بالاتري برخوردار هستند، به توانايى هايى چون طرح وبرنامه ريزى سخت افزارى ونرم افزارى خرد وکلان امکانات و تجهيزات، ايجاد و هدايت سيستم هاى کنترل و تضمين، کنترل پروژه، موجودى و مسايل مالى ، مکانيزم هاى سنجش کار و زمان، پژوهش هاى مختلف عملياتى مجهز است.

از مسايل جزء دنياى اجراء نظير تخصيص و تقسيم کار روزانه افراد، ماشين آلات و تجهيزات و بهبود روش گرفته، تا بازسازى نظام هاى موجود، ايجاد نظام هاى اطلاعاتى براى تصميم گيرى هاى مديريت، ابعاد اقتصادى و استفاده از ابزارهاى رياضى براى تسهيل در تصميم گيرى ها در حوزه تلاش هاى اين کارشناس قرار مى گيرند. او علاوه براينکه در بخش هاى صنعتى در حرفه خويش فعال است، بسته به طبيعت حرفه اى در اکثر رشته هاى اجرايى غيرصنعتى نقش هاى محوله را به نحو موثرى ايفا مى کند.

چه کساني جذب اين رشته مي شوند 

  • آناني که از دبيرستان با گرايش رياضي فيزيک به دانشگاه آمده ويا در ديسيپلين هاي مختلف دانشگاهي خاصه مهندسي درحال تحصيل بوده، و تمايل دارند از ارجهيت هاي مهندسي صنايع استفاده کنند و تغيير گرايش تحصيلى مي دهند،
  • کساني که، تمايل دارند با توانايى هاي رياضي گونه خويش، ارتباط بهينه اي بين اجزاء نهادها، نظام ها و امکانات پديد آورند،
  • آنان که به برنامه ريزي و هدايت موثر امکانات انديشيده و نظام مند هستند،
  • آنها که تمايل دارند با ايجاد فضايى بشاش و دلنشين از وقت و انرژي انسان ها با روحيه اي بسيار مطلوب و ثمر بخش بهره گرفته شود،
  • آناني که ذوق هنري داشته و نيز تمايلات فني در طراحي و ساخت و ساز امکانات، تجهيزات و نظام ها را دارند،
  • کساني که علايقِي در خلق و بروز ابتکار در حوزه هاي کاربردي دارند،
  • آنها که به ايجاد امنيت مى انديشند و راهکار  براي مقابله با ريسک هاي گوناگون را دوست دارند،
  • آنها که رياضي را دوست دارند، با فن و حرفه عجين اند، کامپيوتر را بخشي از زندگي روزمره خود مى دانند، با انسانها رابطه اي دوستانه مي توانند برقرار کنند، ابعاد مديريتي را دوست دارند، اهل نوآوري و ارايه انديشه هاي جديد  هستند.

ابعاد محوري مورد انتظار از متخصص مهندس صنايع 

1.       مهارت ها و فنون مهندسي صنايع نقش حياتي در هر فرآيند بازسازي اقتصادي و اجتماعي دارد را به خدمت گيرد،

2.       طيف قابل ملاحظه اي از بهبود در بهره گيري از منابع مالي ، انساني، زمانى، و معنوي در دسترس با استفاده از ابزارهاي علمي مدل سازي و شبيه سازي را تحقق دهد، 

3.       توانايى تدارک سطح هرچه بالاتري از رضايت از خدمات براي مشتريان در حرفه هاي گوناگون ايجاد کند، 

4.       تغيير در ميزان راندمان فعاليت هاي در حال انجام در سطح کارگاه هاي اجرايى گوناگون پديد آورد، 

5.       بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر با ايجاد ارزش افزوده در فعاليت ها و رفع تنگناها و نارسايى ها ايجاد کند، 

6.       بهره گيري از فنون بسيار مقدماتي اندازه گيري کار و زمان و روش سنجي تا گونه هاي بسيار پيشرفته و مدرن مديريتي توسط کارکنان مديريت در سطوح مختلف را در دستور کار خود داشته باشد، 

7.       ايجاد راهکار در مقابل فشارهاي تحميلي از سوي بازار براي افزايش دادن توانايى هاي بازار کار در مقابل رقابت هاي گوناگون روي در روي، شناسايى تقاضاهاي جديد و فزاينده مشتري در دستور کار او باشد، 

8.       اخذ تدابير متنوع براي ايجاد رضايت، خشنودي و وفاداري در مشتريان گوناگون در حوزه هاي مختلف ارايه توليد و خدمات در حيطه تلاش هاي او باشد، 

9.       فنون کاهش دادن قيمت ها ضمن حفظ کيفيت و نيز ترجمه کيفيت هاي جديد مورد انتظار ولى پنهان از سوي مشتريان را به خدمت گيرد، 

10.   زمان هاي کوتاه تر تحويل کالا و خدمات را به اشکال مختلف محقق سازد، 

11.   توانايى به خدمت گيري فناوري هاي جديد روباتيک، طراحي و توليد توسط کامپيوتر، شناسايى خودکار، انبارداري و هدايت خودکار امکانات و تجهيزات در خدمت او باشد. 

گرايش هاي تخصصى مهندسي صنايع در سطح کارشناسي 

1.    برنامه ريزى تحليل سيستم  که ابزارهاي طراحي و تحليلي براي ايجاد نظام هاي گوناگون  بهينه در فعاليت هاي متنوع انسان ماشين بهره مى گيرد(نظام بهينه طراحي مى کند)،

2.    توليد صنعتى که به مدد فنون برنامه ريزي کنترل، امکان استفاده بهينه از امکانات و تجهيزات توليدي، خدماتي و پشتيباني را براي نهاد هاي توليدي و خدماتى پديد مي آورد (برنامه ريزي براي استفاده بهينه مي کند)،

3.    تکنولوژى صنعتى که با استفاده از مهارت هاي اجرايى و ذکاوت هاي فني تجهيزات و تسهيلات مورد استفاده در بخش توليد و خدمات را طراحي نموده و تدابير لازم براي ساخت و سازآنها را تدبير مي نمايد ( بهينه سازي در ساخت و ساز مى کند) ،

4.    ايمنى صنعتى که با بهره گيري از تدابير ويژه مهندسي مبادرت به ايمن سازي نظام هاي گوناگون کاري در مواجهه با گونه هاي مختلف تهديد ريسک روي  در روي آنان مي نمايد       ( بهينه سازي در ايمن سازي ها مي کند).

گرايشهاي تخصصي مهندسي صنايع در مقطع کارشناسي ارشد که درحال تغييرند 

1.       مهندسى صناي

/ 0 نظر / 32 بازدید