مهمترين نوع مديريت و نقدی بر صدا و سيما در قالب صحبت با آقای محمد علی ابطحی

می خواستم جواب این پست آقای ابطحی را بدهم. اینقدر جوابم طولانی شد که ترجیح دادم آنرا در اینجا قرار دهم.

http://webneveshteha.com/weblog/?id=2146308396 

سلام جناب آقای ابطحی، ما در درجه اول ارادتمند جناب عالی و جناب آقای خاتمی هستیم.

ثانیا عید قربان و غدیر و کریسمس ;) را به شما و جناب آقای خاتمی و همه ملت ایران تبریک می گویم.

ثالثا گفته بودید در مورد این CD کذایی، تعجب می کنید که چطور میلیونها نفر آنرا تماشا کرده اند. (البته شما اینجوری نگفتید ها!) چیز عجیبی نیست. مردم ایران در دیگ زودپز بدون منفذ گیر کرده اند. در واقع در معرض یک سیستم به تعبیر من کذب مطلق قرار گرفته اند. آنقدر فیلمی که از تلویزیون پخش می شود سانسور شده است که سر و ته فیلم معلوم نمی شود. من بچه که بودم همیشه تعجب می کردم که چطور این فیلم سازان معروف دنیا اینقدر بی سر و ته فیلم می سازند! من اصلا برایم قابل درک نیست. در کجای اسلام، در کجای شیعه اشاره شده است که نباید زن و مرد مسلمان گردن یک زن غیر مسلمان را ببینند! نگویید که متوجه نشده اید که اینها حتی گردن های زنها را هم سانسور می کنند! واقعاً در کجای اسلام این گفته شده است. واقعاً برای من، این سؤال شده است. البته من با سانسور اخلاقی موافقم. نکته در فتیله است! این آقایان فتیله آنرا خیلی بالا کشیده اند. امروز در دوران این رئیس جمهور که خدا به خیر کند! آنقدر این فتیله بالا است که مردم دارند در دودش خفه می شوند. مشکلات اقتصادی و سیاسی مردم را هم که کنارش بگذاریم .... فقط خدا بخیر کند. بگذریم. خوب مردم هم حریص می شوند. من این فیلم کذایی را ندیده ام و علاقه ای هم به دیدنش ندارم. این حرمت ایرانیان است که دارد خدشه دار می شود. چند سال پیش، فکر کنم در همین روزهای کریسمس بود که ماهواره خریدم. آن موقع فیلم قطار قطبی که درباره کریسمس بچه ها بود را پخش می کردند. وقتی ماهواره را آوردیم اولین کاری که کردیم این بود که دادیم این خبرگان!، کانالهای ناجور آنرا بستند. ما هم خیالمان راحت شد. چند روزی گذشت. اما یک موقعی یکی از همین کانالهای معمولی شروع کرد به پخش یک فیلم. ما هم تماشا کردیم. یک پسری، به گمانم در انقلاب فرانسه که همه در حال کشته شدن بودند، وارد خانه ای شد (برای سکونت یا شاید به میهمانی) که در آن دختر و پسری زندگی می کردند. اوائل بسیار با وقار بود. هر چه این صاحب خانه ها می خواستند او را از راه بدر کنند نمی گذاشت. یوسف بود از جهتی. مسخره این است که برای مسواک زدن کروات می بست! اما یک دفعه دختر، بی لباس به او حمله کرد و فیلم شد ضد اخلاقی. از نشان دادن چیزی هم دریغ نداشتند. من که واقعاً تصورش را هم نمی کردم. شانس آوردم فقط خودم در حال تماشای فیلم بودم. همان روز ماهواره را جمع کردم. خر ما از کرگی دم نداشت. البته چند سالی است فیلمها را روی CD می بینم. یک منبع CD پیدا کرده ام که فیلمهای بدون سانسور دارد. هم برای زبان خوب است و هم فیلمهای خوب چندان هم نیازی به سانسور ندارند. البته بستگی به این دارد که چقدر فتیله را پایین در نظر بگیریم. حتی این فیلمی که یک موقعی این همه سرو صدا به پا کرده بود. فیلم Titanic را می گویم. ما یک موقعی با کلی ترس و لرز و تحقیق که مضامین آن چیست قبول کردیم که این فیلم را ببینیم. شاید یکی دو صحنه برای سانسور داشته باشد. ولی فقط همین. اصلا این همه سر و صدا فکر کنم برای تبلیغ از فیلم بوده است! شاید آقایان از سازنده برای تبلیغ آن پول دریافت کرده باشند! خدا عالم است! فیلم بدی نیست ولی خیلی هم ارزش چند بار دیدن را ندارد. بگذریم. من یک اعترافی هم بکنم. من هنوز ازدواج نکرده ام. اما هرگز حاضر نیستم در خلاف قواعد اسلام، نگاه که هیچ، حتی فکر اینکه مثلا فلانی زیباست یا نه را هم بکنم. خدا را شکر، از قدرتهایی است که توانسته ام در خود بپرورم. البته دیدگاههای مولی علی را هم در این موارد در نظر دارم. گذشته از این به نظر من این برای مرد کسر شأن است که در مورد زیبایی یا موارد دیگر جنس مخالف حتی فکر کند. اظهار نظر، که من زیاد در جوانان می بینم، جای خود دارد. این قدرت علاقه به جنس مخالف خصوصا در مردان، که یک نعمت الهی است، باید در جهت علاقه به همسر باشد و نه چو تیری به هر جهت شلیک شود که این خود، مرد را در درجه اول از شوکت ); می اندازد. به نظر من مهمترین نوع مدیریت همین مدیریت فکر و روح انسان توسط خودش است. مدیریت اعمال، و جسم و جان که جای خود دارد. به نظر من همین نکته است که نهاد خانواده با ورود فرهنگ غرب به ایران در حال سست شدن است. اصلا من نمی دانم چند نفر ایرانی بوسیدن همسرشان را کسر شأن نمی دانند. خوب همیشه سانسور شده است دیگر. مردم ما ندیده اند. فقط قلدر بازی مرد بر زن را دیده اند. فیلم ساز ما چقدر باید توانا باشد تا بتواند در این محدودیت، که من هم آنرا لازم می دانم، مفهوم محبت به همسر را برساند. اما فیلمهای خارجی هم که دستشان در ساخت آنها باز است را اینها نمی خواهند بگذارند مردم ما ببینند. شاید فکر می کنند اگر همه انسانها مسلمان می بودند دیگر چنین فیلمهایی وجود نداشت؛ پس مسلمان جماعت نباید مورد محبت قرار دادن همسر را ببیند! چون خواست الهی بر عدم ساخت آنها است و الان هم بطور غیر مشروع بدست غیر مسلمانان ساخته می شوند.

شاید هم می گویند: این مردم مسلمان ما ظرفیت ندارند، ما شا الله عقلشان هم که نمی رسد! اکثریت مسلمانان جسم و روحشان در کمند عقلشان که نیست! ما باید برایشان فکر کنیم که چه چیز برایشان خوب است و چه چیز نه! زبانم لال اگر این فیلمها را پخش کنیم می روند این مسلمانان بی جنبه، همین کارها را در کوچه و خیابان با نا محرمان می کنند! آخر این مسلمانان درک و فهمشان از این خارجی ها خیلی کمتر است! آنها را که می بینید ظرفیت دارند! می دانند کجا می توانند کجا نه! این مسلمانان فقط باید زور بالای سرشان باشد! چشم و دلشان هم که پاک نیست!

شاید هم می گویند: آخر این مسلمانان خیلی با هوشند. یعنی زیادی باهوشند! وقتی می بینند که غیر مسلمانان در فیلمهایشان همدیگر را، حتی به عنوان همسر، در فیلم مورد محبت قرار می دهند، خوب بینندگان مسلمانان که متأسفانه خیلی هم باهوش تشریف دارند! می فهمند که اینها واقعاً زن و شوهر نیستند و ممکن است به خاطر هوش زیادشان! هوس کنند که این موضوع را در خلاف اصول اسلام گسترش دهند. همه اش به خاطر هوش سرشار این مسلمان جماعت است دیگر! غیر از این بود که ما غلط می کردیم اینچنین سانسور کنیم!

شاید هم می گویند: ممکن است زبانم لال یک موقعی از این جمعیت 70 میلیونی یکی پیدا شود که ظرفیت نداشته باشد. ما می دانیم همه بی جنبه نیستند. ولی اگر یکی پیدا شود آنوقت ما در آن دنیا جواب خدا را چطور بدهیم! اگر یکی این فیلمها را دید، بعد رفت و جامعه را نا امن کرد آنوقت ما چه خاکی به سر کنیم! می بینید که ما امروز اصلا چنین چیزی را که در جامعه خود نداریم! این عربهای مسلمان زبان نفهم چهار همسره را ببینید. در کوچه و بازار زنان شان امنیت ندارند! آخر در تلویزیونها و ماهواره هایشان می بینند که همسران، زنان را مورد محبت قرار می دهند و زنان، همسران شان را. خوب این می شود که در خیابان با نامحرمان هم. ... .

غیر از این هم نمی توان انتظاری از آینده این سرزمین کهن که در دست ... است داشت. البته این سرزمین اسلامی است و به حول قوه الهی و کوری دشمنان، اسلامی هم می ماند. تنها نگرانی ما حماقت آقایان است و بس. نکند که این دیگ منفجر شود.

آخر ای نامسلمانان مسلمان نما! اگر افراط و تفریط تان درست بود، اگر سیاسی و در جهت منافع شخصی نمی اندیشیدید، اگر ... ، دیگر ما جوانان که در این عصر ارتباطات چندان هم اسیر شما نمی مانیم اینقدر از شما فاصله نمی گرفتیم. وای به حال فرزندانتان که فاصله شان با فرزندانمان از زمین است تا به آسمان!

/ 9 نظر / 12 بازدید
محمد رضا مظفری

جدا از شوخی ، زیبایی را به چشم زیبا چناسی دیدن، نه تنها حرام نیست ، بلکه تازه قدرت خدا رو می بینی که خیلی هم خوبس. در واقع بالاترین نوع مدیریت ، مدیریت چشم و ادراک هست ... روح انسانی که پاکه اون هیچ، اما انسان اگه مدیره ، باید مدیری باشه که این زیبایی ها رو ببینه و لذت ببره، اما مدیریت اون لذته مشکله تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست که حالا بقیشو خودتون می دونین. انسان نباید چشم خودش رو به روی زیبایی های خداوندی ببنده ... اون زیبایی هایی که خدای زیبا پسند خلق کرده . مرد و زن یکی هستند .... فرقشون خیلی کمه یه کم تو عقل و منطق، یه کمی هم تو بعضی چیزای کوچیک !!!! اما زندگی با محبت و دیدن همین زیبایی هاست که قشنگ می شه ... دت ایز مای آیدیا موفق باشی.

محمد رضا مظفری

سلام آقای مشایخ ... با این حرف شما موفق هستم که می گوئید نمی گذارند محبت بین همسران در فیلم ها نشان داده شود. اما محبت زیاد هم سن و سال داره نمی شه هر سنی بشینه پای تلویزیون و رفت و آمد محبت ببینه . این انتقادی است برای دنیای اونور آب، اما برای کشور ما می گه حتی سن بالای 50 سال هم نباید ببینه ... با این حرف شما هم مخالف هستم که مرد نباید به خودش اجازه ی فکر کردن حتی به زیبایی های یک زن را بدهد. ( ای بابا اخوی ... خدا این زیبایی ها رو واسه من و تو خلق کرده، گیر نده ...)

مشایخ

سلام محمد رضا خان البته من نمی گويم که سانسور اصلا نباشه ولی قدری اين افراط و تفريط ها که اسلام رو هم زير سوال برده بايد در کشور تعديل بشه و منطقی. می تونه هم نشه نتيجه اش فاصله بيشتر بين مردم و حکومته می شه که هر روز هم داره بیشتر می شه. از زيبايی های هستی لذت بردن را کسی منکر نيست. کل عالم زيباست. ولی زيبايی با هوس دوتاست.

عليرضا مجاهدی

سلام خوشحال میشوم اگر از نقطه نظرات شما درخصوص آخرین پستم بهره مند شوم

سعيد

سلام وبلاگ خوبی دارين و از اينکه بتوانم با هم تبادل لينک کنيم خوشحال می شم. درصورت تمايل اطلاع دهيد که اقدام لازم انجام شود.

آهنگ صنعت

ضمن عرض سلام و تبریک به دلیل داشتن چنین سایت خوبی پیشنهاد تبادل لینک را به آن مقام بزرگوار می دهد همچنین تقضامند است ثبت لینک ما را توسط گذاشتن پیغام در سایت ما اعلام فرمائید تا بلافاصله لینک سایت شما قرار داده شود . به امید همکاری های افزونتر http://www.ahangesanat.persianblog.ir

محمد مشايخ

سلام جناب آقای مجاهدی مقاله شما را خواندم به نظرم بسيار جالب بود. البته ببخشيد که من چند هفته ای بدليل مشغله کاری نتوانستم به سايتم سر بزنم. به نظر من نمی توان گفت که همیشه طول عمر برند و محصول رابطه مشخصی با هم دارند. هر چند گاهی طول عمر محصول و برند در شرايطی می توانند رابطه ای دقيقا مشابه آن چيزی که شما ذکر کرديد داشته باشند. اما در مواردی که محصول و يا برند يکتا باشند اين دو کاملا از يکديگر متمايز هستند و شرکتها سعی مي کنند که يکی را فدای ديگری نمایند. به هر حال مدل شما در نوع خود مدل ارزشمندی است که به نظر من موارد استثناء را بايد از آن حذف نماييد. موفق باشيد.

اقا خسته نباشی. منظورت رو دقیقا چیه نمی دونم ولی زيادی دينی هستی! مشکل فقط مال تو نيست! ما يا همش چژ هستيم يا همش راست!

محمد

سلام سايت خوبی داريد. فقط فکر کنم کمی مطالب طولانی است. در ضمن ممنون می شوم اگه اسم فيلمهايی که برای زبان خوبه و خيلی هم نياز به سانسور نداره را برام بنويسيد. با تشکر