(TRIZ (Teoria Resheniya Izobreatelskikh Zadztch

يكي از راههايي كه از طريق آن اطلاعات معنا پيدا مي كند، فراشناخت است. فراشناخت به معناي تفكر در باره ي تفكر است  و فرايندي است كه در حافظه كاري رخ مي دهد. تحقيقاتي كه در چند سال گذشته در باره چگونگي فكركردن افراد درباره فرايندهاي شناختي خودشان انجام گرفته است، آگاهي قابل توجهي را در باره سيستم پردازش اطلاعات در انسان موجب شده و افكار كاربردي مهم و فراواني را در آموزش و پرورش مطرح ساخته است. به طوركلي، دو نوع فراشناخت به هم پيوسته وجود دارد.

1) دانش درباره ‌شناخت

2) تنظيم شناخت و نظارت بر آن

اطلاع از شناخت زماني رخ مي دهد كه انسان از مهارت هاي شناختي خود آگاه است. بخش دوم فراشناخت، تفكري است كه فكر را تنظيم و بر آن نظارت مي كند.

خلاقيت، قدرت شگرفي است كه خداوند آنرا در نهاد تمامي انسانها به وديعه گذاشته است و تحولات و پيشرفت هاي بشر در طول تاريخ مرهون استفاده هدفمند از اين قدرت است. با شناخت فرايند خلاقيت در انسانهاي خلاق تر، ‌مي توان الگوهاي خلاق بودن را تنظيم و ايجاد تفكر خلاق را در ساير انسانها تسهيل نمود.

نظرية حل خلاقانة مسئلة (TRIZ)  را براي اولين بار يك دانشمند روسي به نام جي.آلت شولر، ارائه كرد، او بر اين باور بود كه خلاقيت صرفأ يك فرايند ذاتي نيست و مي توان آنرا به صورت علم تجربي در آورد. شولر پس از تجزيه و تحليل بيش از چهار صد هزار سند ثبت اختراعات، كشف كرد كه نظام هاي فني مختلف، ‌مراحل تكاملي مشابهي را پشت سر گذاشته اند. اين يافته ها او را به سوي توسعة مباني TRIZهدايت كرده است (اويلت، 1996، ص 14 )

عبارت TRIZ سر واژة عبارت روسي Teoria Resheniya Izobreatelskikh Zadatch  است كه به معناي نظرية حل خلاقانة مسئله است و معادل انگليسي آن TIPS با سر واژة Theory of Inventive Problem Solving است. علاوه بر اين، سازمانهاي بسياري TRIZ را به عنوان نوآوري نظام يافته مي شناسند. صرف نظراز نامهايي كه براي اين مفهوم وجود دارد، بايد توجه داشت كه TRIZ تنها ابزار تقويت نوآوري و ايجاد بهبودهاي شگرف در طراحي است ( ترنينكو ، زوسمن و زلانتين ، 1380، ص 26) .

آلت شولر كار خود را با بررسي دويست هزار سند اختراعات ثبت شده شروع و در ادامه بر چهل هزار اختراع برتر تمركز كرد ( ترنينكو ، زوسمن ، زلانتين ، 1380 ، ص31 ) تا زمينه هاي فهم اوليه روندها يا الگوهاي تكامل سيستم هاي فني را فراهم سازد. او همچنين رويكرد تحليلي حل خلاقانة ( ابتكاري ) مسايل را پايه گذاري كرد كه بعدها پايه و اساس TRIZ به حساب آمد.

باید گفت که TRIZ در پي جايگزيني قدرت خلاقيت انسان نيست، بلكه به دنبال شناخت ساختار و فرآيند خلاقيت در انسانهاي خلاق است. در TRIZ اصول و ابزارها در حوزه هاي علمي و فني متفاوت، به استفاده جهت دار و مفيد از قدرت خلاقيت مي انجامد و تعداد و كيفيت راه حلهاي خلاقانة مسئله را افزايش مي دهد.

اگر چه راههاي ديگري براي خلاقيت پيشنهاد شده است و هركدام از آنها ايده پردازي و ايجاد راه حلهاي نو را تشويق مي كنند، روش TRIZ به دليل برخورداري از پشتوانة مطالعاتي مبتين بر شناخت فرايند نوآوري و خلاقيت در انسانهاي خلاق و بررسي ميليونها سند اختراعات ثبت شده در جهان، چارچوب و ساختار ويژه اي را براي حل خلاقانة مسايل بيان مي كند كه اين روش را از ساير روشها متمايز مي كند.

در حوزة مديريت، TRIZ با تمركز بر پنج جزء زير به ايجاد راه حلهاي بديع در بارة مسايل منجر مي شود:

1. شناسايي و تبيين نظري تضادها

2. نگاه مثبت به پيچيدگي

3. توجه به الگوهاي تكامل

4. ارزيابي پيش بينانة خطر

5. بهره گيري از منابع و دانش، گسترش دامنة آنها.

بر گرفته از مقاله TRIZ نوشته داود عبدالهي در مجموعه مقالات نخستين كنگره بين المللى توليد علم دانشگاه آزاد اسلامى

/ 0 نظر / 14 بازدید