مديريت در دورانهای گذشته

مديريت علمي كه سردمدار آن فردريك وينسلو تيلور است و اصطلاحاً به آن مديريت تيلوريسم يا مكتب كلاسيك مي گويند، عمري بيش از صد سال ندارد . ولي تاريخچة مديريت بسيار قديمي تر است.

۱۴۹۱ سا ل قبل از ميلاد مسيح، به هنگام خروج قوم بني اسرائيل از مصر، حضرت شعيب ( ع) - پدرِ همسر حضرت موسي (ع ) - به او توصيه مي كند كه اختيارات خود را به رؤساي قبيله هاي بني اسرائيل واگذار كند. چيزي كه امروزه به آن تفويض اختيار مي گوييم . حضرت موسي ( ع) در كوه طور وقتي كه به پيامبري رسيد، اولین چیزی که از خدا خواست ابزار بود. وی گفت:

«رب اشرح لِي صدرِي ويسرلِي أَمرِي واحلُلْ عقْدةًمن لِّسانِي يفْقَهوا قَولِي»

«خدايا من انساني هستم كه فصاحت و بلاغت ندارم، به من در مقابل فرعون بيان شيوايي بده.»

امروزه عصر، عصرِ ارتباطات است و این مباحث به عنوان فنون مذاكره و ارتباطات در بحث علوم مديريت بحث می شوند.

همچنین موسی، از خدا قائم مقامي خواست و خداوند هارون را به موسي ارزاني كرد و مي بينيم كه اولين نمودار سازماني به دوراني برمي گردد كه حضرت موسي (ع ) به پيغمبري مبعوث شد. يعني در رأس اين نمودار سازماني موسي است، سپس قائم مقامي به اسم هارون و بعد دوازده نماينده از دوازده قوم بني اسرائيل قرار دارند و اولين نمودار سازماني شكل مي گيرد.
پانصد سال قبل از ميلاد مسيح، سانتزو در كتاب خود به نام هنر جنگ، مسئله نياز به وجود سازمان سلسله مراتبي، ارتباطات درون سازماني و برنامه ريزي نيروي انساني را مطرح مي كند. يعني ارتباطات افقي و عمودي درون سازماني و بعد برنامه ريزي جامع نيروي انساني كه ما اوروزه به آن مدیریت منابع انسانی مي گوييم. بحثي كه امروز در مديريت مطرح است ولي  پانصد سال قبل از ميلاد مسيح، در تاريخچة مديريت مطرح شده است.
چهارصد سال قبل از ميلاد مسيح، سقراط در مورد جهاني بودن مديريت به عنوان يك هنر بحث می كند.
سيصد و شصت سال قبل از ميلاد، ارسطو در كتاب خود به نام سياست بیان مي دارد كه در همة كشورها ماهيت ويژة قدرت و وظايف اجرايي نمي تواند يكسان باشد؛ يعني مفهوم سازمان را مطرح مي كند.
سيصد و هفتاد سال قبل از ميلاد، گزن قون هنگامي كه كار در يك كارخانة توليد كفش در يونان باستان را شرح مي دهد، براي نخستين بار دربارة مزاياي تقسيم كار صحبت مي كند. بحثي كه در دوران قبل از تيلور، آدام اسميت، در كارخانة سنجاق سازي دنبال مي كند.
هفتصد و هفتاد سال بعد از ميلاد مسيح، ابو يوسف يكي از نخستين دانشمندان مكتب اسلام، دربارة نحوة ادارة وظايف اساسي حكومت اسلامي در كتاب الخراج به بحث مي پردازد و دربارة سياست هاي مالية عمومي، ماليات بندي و دادگاههاي جنايي بحث مي كند.
۱۰۵۸ سال بعد از مسيح، "الاحكام السلطانيه" (قوانين دولتي) اثر المواردي، به بحث دربارة قانون اساسي در كشورهاي اسلامي مي پردازد و جنبه هاي نظري و علمي رفتارها و انديشه هاي سياسي و اسلامي را تشريح مي كند. اين بحث به صورت كامل مديريتي است.
غزالي در ۱۰۹۳، بر نقش آيين و تعاليم اسلامي در بهبود سازمان اداري و بروكراتيك در كشورهاي اسلامي تأكيد مي كند. که ما سده هاي بعد به بروكراسي ايده آل ماكس وبري مي رسيم.
۱۳۰۰ سال بعد از مسيح، ابن تيميه پدر مديريت اسلامي در كتاب خود به نا م "الساسية الشريعة" دربارة اصول حكومت ديني بحث مي كند و عجيب است كه در اين كتاب از روش علمي براي طرح اصول اداري در چهارچوب اسلام استفاده مي نمايد و اصولي را در زمينة تناسب شغل و شاغل، قيموميت و تقسيم غنائم جنگي ارائه مي دهد.
اگر جلوتر بياييم در ۱۵۱۳ سال بعد از ميلاد، ماكياولي در كتاب خود به نام مباحثاتي دربارة اصل وحدت فرماندهي بحث مي كند و مي گويد:

بهتر است هر كار و مأموريتي را به فرد واحدي كه داراي توانايي معمولي است واگذار كرد، نه به دو نفر.
و اينجاست كه خطوط فرماندهي از چهارده اصل هنري فايول، در حدود چهارصد سال قبل از موعد، مطرح مي شود.

/ 0 نظر / 6 بازدید